همه رفتند کسی دور و برم نیست چنین بی کس شدن در باورم نیست
اگر این آخرها بی عاقبت بود بجز افسوس هوائی در سرم نیست
همه رفتند کسی با ما نموندش کسی خط دل ما را نخوندش
همه رفتند ولی این دل ما را همون که فکر نمی کردیم سوزوندش
که حاشا نقدهای بر دل نخورده که آیا زندهایم یا جون سپرده
که حاشا صحبتی.حرفی.کلامی که جزو رفتههائیم یا نمرده
عجب بالا و پائین داره دنیا عجب این روزگار دل سرد با ما
یه روز دور و برم صد تا رفیق بود من رو امروز ببین تنهای تنهام
خیال کردم که این گوشه کنارها یکی داره هوای کار ما را
یکی هم این میون دلسوز ما هست نداره آرزو آزار ما را
این و تو دفتر خاطرات برادرم درش آوردم![]()


